مینویسم٬چون میدونم یه روزی از خوندنشون لذت میبرم!


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

خب با توجه به این اگه اسم برنامه "خاله شادونه" به "خاله قاتلتونه" تغییر پیدا کنه بهترنیس؟!  

 حالا یه ساعت دیرتر میرسیدین خونتون میمردین آیا؟! 

فکن ما از این چشم کوچولوها کمتریم یعنی؟! 

+ تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 09:42 AM نویسنده آتیش پاره

نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه وقتی یک فروند آقای همکار وارد یه قسمتی میشه (البته یه ربع بعد از اینکه شکمش اومد تو!!)  که همه خانومن و میز به میز میچرخه و تبریک میگه هدفش بیشتر یه دستی زدنه تا عرض احترام!!

+ تاریخ شنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 2:49 PM نویسنده آتیش پاره

چرا بعضی روزا انقد کش میان که دوس داری هرچی فحش کش دار و چیز دار و از اینا بلدی حواله عقربه های ماتحت گشاد ساعت کنی؟!  

اون عقربه کوچیکه که عین تاپاله شونصد ساعته چسبیده همونجایی که بود اون درازه ام که کلا شوته فکنم برعکس میچرخه آلت پریش! بازم گلی به جمال اون یکی که سوء تغذیه داره و خیلی نحیفه و  همیشه پر*یوده!! حداقل نگاش میکنی واسه حفظ آبرو یکم خودشو تکون میده عین اون یکیا بیلاخ نشون آدم نمیده!!

+ تاریخ شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1391ساعت 2:43 PM نویسنده آتیش پاره

به جون مظفرم اگه فکردین اومدم عیدو تبریک بگم مالیدین! فقط اومدم بگم چرا وبلاگم انقد تند تند به دنیا میاد خب؟!   

ب.خ.ش: ۳ سال گذشت!!

+ تاریخ جمعه 11 فروردین ماه سال 1391ساعت 11:21 AM نویسنده آتیش پاره

میبینم که اسکار گرفتیم! ( این گرفتیم همون جریان ما سه نفرو کجا میبرینه دیگه! بدبختیو خون دل خوردنو شب بیدار موندنو دهن صاف شدنو از این صوبتاش مال گروه کارگردانیو بازیگراس بعد ما اسکار میگیریم) از اونجایی که بنده از شدت خوشحالی لکنت انگشت گرفتم فقط میخواستم یه خواهش بکنم تورو خدا کسی تا آخر این هفته نره شلوارشو بکشه پایین بگه میخوام حرکت اعتراضی بکنم تورو خدا تا آخر این هفته کسی عکس مم*ه هاشو نده بیرون بگه میخوام حرکت اعتراضی بکنم (اگه اینکارو بکنه میدیم لولو مم* ه شو ببره عین مایتابه (استعاره از سامسونگ) صاف بشه نشه پشت و روشو تشخیص دادا! از حالا گفته باشیم! ) تو رو خدا حداقل تا آخر این هفته بذارید تمرکزا رو اسکار و سخنرانیه اصغر جان باشه تا رو چیزایه دیگه!  

ب.خ.ش: گلشیفته جان عزیزم شما اگه باز قصد اعتراض داری جون مادرت یه دو هفته دندون رو مم*ت بذار یا اصلا برو پروتز کن بذار این شدت اعتراضت بیشتر بشه! 

خلاصه  عین جریان گلدن گلوب نشه اجرت با آقا! 

ب.خ.ش: اشک شوق کلا!!

+ تاریخ دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1390ساعت 10:32 AM نویسنده آتیش پاره | 22 نظر

یه آدمو با این مشخصات تصور کن: 

تیپ:له! 

قیافه: محمد قذافی در زمان مرگ!!   

پول: الیور تویست  

ادب و شعور و شخصیت و این چیزام که کلا مرخصی دائم!  

بعد با اعتماد به نفس کاذب میگه: خودتون که تو دانشگاه دیده بودین خیلیا دنبال من بودن!!  دس رو هر دختری بذارم بهم نه نمیگه!  

من (در حالی که دارم به روده هام التماس میکنم در اثر فشار ناشی از خنده متلاشی نشن): چی باعث شده به این نتیجه برسی؟ 

اون: تجربه 

من: تجربه استفاده از قرصای روان گردانو توهم زا دیگه؟!!  

 


ب.خ.ش: یعنی الهی من بمیرم واسه خودم با این مزاحم تلفنیام!!

+ تاریخ شنبه 10 دی ماه سال 1390ساعت 4:15 PM نویسنده آتیش پاره

اهم 1-2-3 صدا خوبه؟ خوانندگان عزیز صدای بنده رو از زیر یه خروار خاک نمیشنوین بنده سر و مر و گنده تو اتاقم نشستم و به ریش شما دوست عزیز که فچ کردی من جان به جان آفرین تسلیم کردم، میخندم!! (البته دروغ چرا همچین یه نموره سرما خوردم و این دماغ جانم داره نقش شلنگو به خوبی ایفا میکنه. هرچیم قطره میریزم آنتی هیستامین نوش جون میکنم انگار نه انگار، کلا شصتشو میاره بالا به همه شون میگه آنجلا!!احسنت به این پشتکار!!

سرکار همه چی خوبه همه چی آرومه ما خیلی خوشبختیم!! تو این مدت  3-4 تا مسافرت کاری داشتیم که اساسی چسبید! چون من تا قبلش فک میکردم ماموریت یعنی که صب میری بعد باید تا ظهر یا عصر کارتو تموم کنی و بدیو بدیو برگردی سر کارت ولی الان میدونم ماموریت کاری یعنی اینکه تو واسه یه کاری که نصف روز طول میکشه 3روز میتونی تو شهر مورد نظر بمونی و تمام مخارج حتی سوغاتیت با شرکته! حالا نمیدونم فقط اینجا اینجوریه یا سیستم کل شرکتا همین ریختیه!! یه پا لس آنجلسه واسه خودش!
همکارامم همشون خوبن (البته اگه از ماتحت گشادیه دو سه تا از برادران فاکتور بگیریم!!)
مثلا یکیشون صب که میرسه هنوز کیفشو نذاشته زمین میگه بچه ها امروز ناهار چی سفارش بدم؟! بعد دقیقا تا خود ظهر تو فکر اینه با چی اون خیک مبارکو پر کنه!! کلا ایشون در کل مجموعه سوژه ایه واسه خودش!
یه آقاییم هست مامور اطلاعاته بعد از اول محرم یه میز به چه گندگی گذاشته تو لابی بعد روش یه پارچه مخمل مشکی انداخته با کلی گل تزیین شده ، 2تا شمعدون گنده گذاشته و بینشون یه قاب عکس و یه کاسه آب که با شمعدونا سته!(هرچی من به بچه ها میگم این قبلا طراح سفره عقد بوده هیششششکی جدی نمیگیره!!)
بعد جالب اینه که تو قاب عکسه، عکس یه اسب سفید تیر خوردس کنارشم یه ربان مشکی!!
(الان من هنوز نفهمیدم این تشکیلات به مناسبت مرگ اسب امام حسینه آیا؟ یا چیز دیگه!)خلاصه که هر روز یه ماجرای تازه داریم اونجا!  به حول و قوه الهی یه روز کامل تعریف میکنم!
ب.خ.ش:نگا کارمون به کجا رسیده که روز تاسوعا به جای اینکه پاشیم 10-12 تا قابلمه بگیریم دستمون را بیوفتیم تو کوچه پس کوچه ها و واسه یه ماه دیگمون غذا جمع کنیم یا بریم وسط خیابون ماشینو دوبله سوبله پارک کنیم که چایی بگیریم یا بشینیم پای منبر حجت السلام الدنگ پور و شوتعلی زاده نشستیم در مورد کارمون از انترنت مطلب در میاریمو وبلاگ آپ میکنیمو خبر میخونیم!! واقعا این مملکت با وجود امثال من به کجا میخواد برسه؟! اه اه اه  

+ تاریخ دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390ساعت 4:10 PM نویسنده آتیش پاره | 26 نظر
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>